برچسب:
نویسنده: نیما زارعیان
قصه ی رود به غیر از به تو پیوستن نیست
چاره ی کار تو در ،_راه مرا بستن نیست
هر که از حال تو پرسید نگاهش کردم !
جرم من بیشتر از هیچ ندانستن نیست
قله ی قاف نشسته است مگر عشق که در _
خواستن با همه احول، توانستن نیست
عشق را در دل خود دفن کنم حال مرا
چشم مست تو دراندیشه ی دانستن نیست
.
پلک بر هم بزنی عمر گذشته است و این ...
فرصت مانده به قدر چمدان بستن نیست
#سید_مهدی_نژاد_هاشمی
برچسب:
نویسنده: نیما زارعیان
برچسب:
نویسنده: نیما زارعیان
برچسب:
نویسنده: نیما زارعیان